سرمست شدم نگارم... / شعر عاشقانه از مولانا

سرمست شدم نگارم... / شعر عاشقانه از مولانا

جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی (ولادت ‎۶ ربیع‌الاول ۶۰۴، بلخ یا وخش- وفات جمادی‌الثانی ۶۷۲ هجری قمری، قونیه) از مشهورترین شاعران ایرانی‌تبار پارسی‌گوی می باشد که در کل جهان شناخته شده و محبوب است.

سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش  

مستانه شد حديثش پيچيده شد زبانش

گه می فتد از اين سو گه می فتد از آن سو

آن کس که مست گردد خود اين بود نشانش

چشمش بلای مستان ما را از او مترسان

من مستم و نترسم از چوب شحنگانش

ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه

برجه بگير زلفش درکش در اين ميانش

انديشه ای که آيد در دل ز يار گويد

جان بر سرش فشانم پرزر کنم دهانش

آن روی گلستانش وان بلبل بيانش

وان شيوه هاش يا رب تا با کيست آنش

اين صورتش بهانه ست او نور آسمانست

بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست جانش

دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد

پس اين جهان مرده زنده ست از آن جهانش

تهیه و گردآوری : گروه شعر و ادبیات پرداد / منبع : بیتوته

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه