من او را دوست می دارم... / عاشقانه

من او را دوست می دارم... / شعر عاشقانه

و این روزها

کمی دلتنگ و بی تابی

و من دلشوره می گیرم

و از فرط همین طوفان

کمی بی خواب...

کمی افسردگی دارم

و حالم را کسی اصلا نپرسیده

های مردم

کسی از حال من اینجا خبر دارد ؟!

ولی روزهای پیش از این

به هر شخصی که جویا شد از احوالم

نوشتم : خوب باشد خوب خوبم ، خوب می مانم

یکی خندید

یکی پرسید

دیوانه ، تو مجنون کدام لیلای گمگشته در این شهری؟!

و حالم از همین هایی

که می بینند بی تابی

که می فهمند بی تابم

و از من انتظار خنده های گرم را دارند!

بهم خورده ، ولی بازم

که انگارش نه انگاری

کسی دست بر نمی دارد

و حرفهایم ، در این جمله

خلاصه می شود گاها

چه او میلش به من باشد

چه از مهرش به دور باشم

من او را تا دم مردن

جماعت دوست می دارم

(مرتضی (اشکان) درویشی)

تهیه و گردآوری : گروه شعر و ادبیات پرداد / منبع : وبلاگ از تنهایی

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه