دکتر مریم صداقت، عضو هیات علمی و مدیر مرکز خلاقیت جهاد دانشگاهی، دانشکده روانشناسی تهران: مرور نگرانی‌های والدین، به ما نشان می‌دهد که وجه مشترک آن‌ها، تنها یک چیز است: «بی‌اطلاعی از مشکلات هنجار و گاه نابه‌هنجار رشد فرزندان. ». مشکلات هنجاری، رفتارهای غیرمتعارفی هستند که با وجود آزاردهنده بودنشان، علت‌های آن، اغلب به سن کودک و شرایط رشد روانی وی مربوط می‌شود و مشکلات نابه‌هنجار، رفتارهایی هستند که از حالت عادی خارج شده و موجب آزار خود فرد و بیش از آن، دیگران می‌شود. در بسیاری اوقات، آن‌چه ...

دکتر مریم صداقت، عضو هیات علمی و مدیر مرکز خلاقیت جهاد دانشگاهی، دانشکده روانشناسی تهران: مرور نگراني‌هاي والدين، به ما نشان مي‌دهد كه وجه مشترك آن‌ها، تنها يك چيز است: «بي‌اطلاعي از مشكلات هنجار و گاه نابه‌هنجار رشد فرزندان.»

مشكلات هنجاري، رفتارهاي غيرمتعارفي هستند كه با وجود آزاردهنده بودنشان، علت‌هاي آن، اغلب به سن كودك و شرايط رشد رواني وي مربوط مي‌شود و مشكلات نابه‌هنجار، رفتارهايي هستند كه از حالت عادی خارج شده و موجب آزار خود فرد و بيش از آن، ديگران مي‌شود.

در بسياري اوقات، آن‌چه باعث وخامت اوضاع مي‌شود، بروز چنين رفتارهایی در كودك نيست؛ بلكه واكنش‌هاي نامناسب، ناپخته و گاه اشتباه والدين و اطرافيان در برابر آن است كه به علت عدم آگاهي، نه‌تنها باعث برطرف شدن مشكل نمي‌شوند، بلكه به ماندگار شدن رفتار نابه‌هنجار يا بروز رفتارهاي نامناسب ديگر، منجر مي‌شوند.


1- خشونت در کودکان

زندگی در فضای خشونت‌بار، باعث می‌شود كودكان احساس بی‌پناهی و آسیب‌پذیری کنند. واکنش کودکان نسبت به این احساس، متفاوت است. برخی رفتار خشونت‌آمیز را می‌آموزند و با انباشته شدن عقده‌های درونی، همیشه آماده‌اند هر مساله‌ای را با خشونت پاسخ گویند یا حتی دنبال خشونت یا جنگ بروند. بعضی دیگر، آنچنان از جنگیدن هراسان می‌شوند که از هر نوع برخوردی، حتی رودرویی ملایم، دوری می‌کنند.

الگوی خشونت در خانواده می‌تواند به کودکان آموزش دهد که جنگیدن، ضرورت و راه‌حلی برای همه چیز است. آنان ممکن است با این تصور رشد کنند که زندگی، جنگ است و بدون جنگیدن، با آنان، منصفانه برخورد نخواهد شد یا اینکه مجبورند برای حفظ بقا، بجنگند. کودکان خردسال برای ابراز احساسات خود، از جمله خشم، از حرکات بدنی مثل آسیب رساندن، کتک زدن، گاز گرفتن و هل دادن استفاده می‌کنند. فراموش نكنيد كه آن‌ها در این مواقع، به حمایت والدین نیاز دارند تا بیاموزند احساساتشان را به جای حرکات، به وسیله کلمات بیان کنند.


2- افسردگي در كودكان

در كودكان نيز مانند بزرگسالان، استرس از دست دادن کسی یا چیزی یا شکست‌هاي بزرگ، می‌تواند علت افسردگی باشد. اين اختلال، تمام جنبه‌های زندگی، از جمله روابط دوستانه و خانوادگی، سلامت جسمی و ساير توانايي‌هاي كودك را تحت تاثیر قرار می‌��هد. کودک افسرده، فکر می‌کند کسی، احساساتی شبیه احساسات او ندارد و دیگران، مشکل او را درک نمی‌کنند. او تصور می‌کند در جمع بزرگ‌ترها و هم‌سالانش، دوست‌داشتنی نیست يا استعداد خاصی ندارد.

نشانه‌های افسردگی در کودکان

برخی نشانه‌های افسردگی عبارتند از: بحث و جدل با پدر و مادر، خواهر و برادر يا مربي و معلمان، خستگی مداوم، رفتار آسیب‌رسان مانند خودزنی، امتناع مداوم از انجام تکالیف و وظايف شخصي، کناره‌گیری از فعالیت‌های مورد علاقه.

سایر نشانه‌های عمومی افسردگی در کودکان عبارتند از: اعتماد به نفس ضعیف، احساس گناه، ترس از شکست یا قبول نشدن، خشم و دشمنی پایدار، سردرد، معده‌درد یا سایر ناراحتی‌های جسمی به‌طور مرتب، ناتوانی در تمرکز، تغییر در الگوهای تغذیه‌ای و خواب، رفتار خودتخریبی، تهدید به فرار از خانه.

 

3- لجبازي در كودكان

کودکان، از 5/1 سالگی، نشانه‌هایی از لجبازی را نشان می‌دهند. اگرچه مقاومت کردن در برابر خواسته‌های والدین، از شش ماهگی و در زمان تغذیه کودک، به صورت بیرون ریختن غذا یا تف کردن بروز می‌کند، اما به‌طور مشخص، لجبازی، از 5/1 سالگی، در رفتار کودک، قابل مشاهده است، در سه سالگی، به اوج خود می‌رسد و تا حدود شش و هفت سالگی ادامه می‌یابد.

به هر حال، باید بدانیم که آن‌چه والدین، لجبازی می‌نامند، در حقیقت، وارد شدن به مرحله استقلال و جدا شدن روانی کودک از والدین خود است و رفتار والدین، به‌خصوص مادر، می‌تواند آن‌چه را که یک ویژگی به‌هنجار روانی در دوران کودکی است، به یک ویژگی شخصیتی تبدیل کند. بدین ترتیب، کودکی با شخصیت لجباز خواهیم داشت که خود و خانواده را آزار می‌دهد.

 

4- ترس كودكان

ترس، حالتی هیجانی است که وقوع خطری را هشدار می‌دهد و با  تغییراتی در بدن، مانند عرق کردن، لرزیدن، نفس‌نفس زدن و تپش قلب، فرد را آماده فرار از آن موقعیت یا جنگیدن با آن می‌کند. به نظر می‌رسد ترس‌های دوران کودکی، بخشی از جریان رشد انسان هستند و اغلب اوقات، در اثر تجربه‌های ناشناخته‌ای که به نظر کودک، تهدیدکننده می‌آید، ایجاد می‌شود. همچنین ممکن است کودک، از چیزی که خواهر و برادر وي نيز مي‌ترسند، اظهار ترس كند.

اشاره به اين نكته لازم است كه ترس، همیشه، مشکل‌ساز و آسیب‌زننده نیست و حتی می‌تواند کمک‌کننده نيز باشد؛ چون باعث می‌شود کودک، به شیوه‌ای صحیح عمل کند. به عنوان مثال، ترس از آتش، باعث اجتناب او از بازی با کبریت خواهد شد. همچنين ترس‌ها و نگرانی‌های کودک، در طول رشد، تغییر می‌کنند و او، به تدریج، یاد می‌گیرد تهدیدهای واقعی را از وضعیت‌های بی‌خطر تشخیص دهد.


ترس‌ها و نگرانی‌های کودک در سنین مختلف

 بدو تولد تا شش ماهگی

صدای بلند، عدم حمایت، محرک حسی شدید

شش تا 9 ماهگی

غریبه‌ها، بلندی، محرک‌های جدید و ناگهانی

یک سالگی

جدا شدن از مراقبان، غریبه‌ها، توالت

دو سالگی

تاریکی، موجودات خیالی، جدا شدن از مراقبان، محرک‌های شنیداری

سه سالگی

محرک‌های دیداری، تاریکی، تنهایی، جدا شدن از مراقبان

چهار سالگی

محرک‌های شنیداری، تاریکی، حیوانات، دزدها، بیرون رفتن والدین در شب از خانه

پنج سالگی

آدم‌های بد، موجودات خیالی، آسیب دیدن خود و دیگران

 

ترس‌های کودک خود را واقعی بدانید؛ هرچند به نظر شما، پیش‌پاافتاده باشند. کودک شما، آن ترس را واقعی احساس کرده و آن را دلیل نگرانی و اضطراب خود مي‌داند.

درباره ترس‌های کودک و راه‌های مقابله کردن با آن‌ها، با او صحبت کنید. کلمات، اغلب، نیروی بسیاری دارند که احساسات منفی را کم می‌کنند.

برای اینکه كودكتان را وادار کنید با ترس‌هایش مقابله کند، او را با ترس‌هایش تحقیر نکنید. به عنوان مثال، گفتن «ترس تو، احمقانه است؛ هیولایی در کار نیست»، اگرچه ممکن است باعث شود کودک شما، آن شب به رختخواب برود، اما ترس را در کودک، از بین نخواهد برد.

از کودکتان بخواهید ترس‌هایش را بین عدد 1 تا 10، درجه‌بندی کند. این درجه‌بندی باعث می‌شود کودک، تا حدی، به غیرمنطقی بودن میزان ترس خود، پی ببرد.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه